قبرستان
نمیدونم چرا چرا دروغ بگم خودمم میدونم چرا دلیلش روشنه دلیلش اینه که دلم واسه تو تنگ میشه خیلی دلم هواتو کرده هی دل دل میکنم که تلفن را بردارم و شمارت را بگیرم تا اون صدای خوشگلتو بشنوم اما افسوس چقدر دلم واسه اون صدای مهربون و خوشگلت تنگ میشه چه صدای آرومی داری وا خدا وقتی از پشت تلفن میگی صداتو میشنوم انگاری میخواهن دنیا را بهم بدن اما افسوس افسوس از این دوری و تنهایی این روزها درسهای دانشگاه که تلنبار شدن رو سرم ولی دیگه از امروز نشستم مثل آدم درس خوندم خدا را شکر هنوز میتونم به مغزم امیدوار بشم ولی اگه تو کنارم بودی چه میشد دلم یه ذره شده برات دلم میخواهد کنارت باشم تو را در آغوشم بگیرم و از بوی تنت مست بشم شنیدی که میگن شنیدم رفتی سفر رفتی زپیشم بی خبر شنیدم بی وفا شدی رهسپار جاده ها شدی شنیدم تو کوچه پس کوچه های عاشقی دلداده یه بی سر و پا شدی شنیدم وای خدا نکنه گوش های من چنین حرفهایی را بشنود اما افسوس بذار خنم کلامم را بگم این شب ها این روزها دلم خیلی تنگه برات
| Design By : Night Skin |

